يحيى السهروردي

43

رسالة هياكل النور ( فارسي )

3 . هياكل النّور وفلسفي انديشان إيران واسلام 1 - 3 . پس از قتل سهروردى زير شكنجهء سنگدلانهء ايوبيان ، ياران أو پراكنده شدند وتا مدّت‌ها كسى جرأت نداشت نامش را بر زبان آورد واز أو به بزرگى ياد كند . پس بىسبب نيست اگر كه در سدهء بعد هم به جاى « شهيد » أو را با عنوان توهين‌آميز « مقتول » مىخواندند ؛ عنواني بر ساختهء دستگاه خلافت عبّاسى ودولت ايوبى كه جرأت نگارش هر شرحي بر آثار أو را مىگرفت . 2 - 3 . با اين حال ، تلاش‌هاى اين مجدّد راستين حكمت ، فرجامى نيكو داشت . چه ، در حالي كه تهافت الفلاسفة غزالى ريشهء خردگرايى را در ميان سنّيان باختر فرات مىسوزاند وتلاش‌هاى ابن طفيل وابن رشد در مقابله با أو راه به جايى نبرد ، امّا در خاور دجله وبه ويژه نزد نحله‌هاى گنوستيك ، با ظهور انديشمندان نامدارى چون أبهرى ( م 663 ق ) وخواجة نصير الدين طوسي ( م 672 ق ) ، راه خردگرايى باز نگاه داشته شد « 1 » ؛ به ويژه كه آنها در آثار خود به آموزه‌هاى شيخ اشراق نيز توجهى

--> ( 1 ) . على نقى منزوى ، « كشاكش خردگرايى با قشرگرايى » ، ماهنامهء چيستا ، پيشين ، ص 64 .